بچه ها این قسمت اسمش آسیاست
بچه ها این گربهه ایران ماست
دشمن بسیاردارد درکمین
داغ دارد هم به دل هم بر جبين
فارغ از هر زنده باد و مرده باد
بچهها اين پرچم خيلي قشنگ
پرچم سبز و سفید وسرخ رنگ
گشته ویران تشنه آبادی است
بچهها اين كار فرداي شماست
این کارفردای شماست

فرصت نشد که از عشق با هم سخن بگوییم
فرصت نشد که راهی تا ما شدن بجوییم
در زمانه ی غم نا کرده جرم اسیریم
بی آنکه خود بخواهیم در بند ناگزیریم
ای خوب خسته ی من چله نشسته ی من
ای شعله ی امید بغض شکسته ی من
ای خوب خسته ی من چله نشسته ی من
ای شعله ی امید بغض شکسته ی من
فرصت همیشه کم بود برای با تو بودن
ای عاشق رهایی ای تو همیشه با من
گفتی که زنده بودن مفهوم زندگی نیست
خامویشیه منو تو معنای بندگی نیست
گفتی که عشق علاج درد زمانه ی ماست
میلادی عاشقانه شعر شبانه ی ماست
فرصت نشد که از عشق با هم سخن بگوییم
فرصت نشد که راهی تا ما شدن بجوییم
در زمانه ی غم نا کرده جرم اسیریم
بی آنکه خود بخواهیم در بند ناگزیریم
ای خوب خسته ی من چله نشسته ی من
ای شعله ی امید بغض شکسته ی من
ای خوب خسته ی من چله نشسته ی من
ای شعله ی امید بغض شکسته ی من


یه امشب شب عشقه همین امشب رو داریم
چرا قصّه ی دردو واسه ی فردا نزاریم
یه امشب شب عشقه همین امشب رو داریم
چرا قصّه ی دردو واسه ی فردا نزاریم
عزیزان همه با هم بخونیم که امشب شب عشقه که امشب شب عشقه
بخندیمو بخونیم بدونیم که امشب شب عشقه که امشب شب عشقه
نمیدم دل به این درد دنیا تموم غصه هام مال فردا
کیه اهل جهنم که خونش تو بهشته
کی میدونه که تقدیر تو فرداش چی نوشته
یه درمونده ی امروز واسش فرقی نداره
که فردا سر راهش زمونه چی میزاره
عزیزان همه با هم بخونیم که امشب عیده عشقه که امشب شب عیده
نمیدم دل به این درد دنیا تموم غصه هام مال فردا
زمونه رنگا رنگه شبو روزش یکی نیست
خوشی دووم نداره غمش همیشگی نیست
اگه فردا برامون پر از صلح و صفا بود
چه خوب بود که تو دنیا یه فردا مال ما بود
عزیزان همه با هم بخونیم که امشب شب عیده که امشب شب عیده
بخندیمو بخونیم بدونیم که امشب شب عیده که امشب شب عیده
نمیدم دل به این درد دنیا تموم غصه هام مال فردا
زمونه رنگا رنگه شبو روزش یکی نیست
خوشی دووم نداره غمش همیشگی نیست
اگه فردا برامون پر از صلح و صفا بود
چه خوب بود که تو دنیا یه فردا مال ما بود
عزیزان همه با هم بخونیم که امشب شب عیده که امشب شب عیده
بخندیمو بخونیم بدونیم که امشب شب عیده که امشب شب عیده

عاشق همه سان مست ورسوادیوانه و شوریده و شیداباد باهوشیاری غصه هرچه خوری چون مست شدی هرچه باداباد دل من دیگه خطا نکن با غریبه هاوفانکن زندیگی رو باختی دل من مردم شناختی دل من تا به کی سراپاحقیقتی تابه کی خراب محبتی همنشین اینو اون میشی خسته وپریشون خون میشی دشت وقت تو کویر میشه مرغ آرزوت اسیر میشه روبه روت سراب پشت سر خراب روبه روت سراب پشت سر خراب ساکتو صبوری دل مثل بوف کوری دل من زنگی رو باختی دل من مردمو شناختی دل من دل من دیگه خطا نکن با غریبه ها وفا نکن زندگی رو باختی دل من مردمو شناختی دل من زندگی رو باختی دل من مردمو شناختی دل من توی خون نشستی دل من بی صدا نشستی دل من زندگی رو باختی دل من مردمو شناختی دل من ساکتو صبوری دل مثل بوف کوری دل من زندگی رو باختی دل من مردمو شناختی دل من
زندون دل
پشت این پنجره ها دل می گیره
غم و غصه دلو تو می دونی
وقتی ا بخت خودم حرف می زنم
چشام اشک بارون می شه تو می دونی
عمریه غم تو دلم زندونیه
دل من زندون داره تو می دونی
هر چی بش می گم تو آزادی دیگه
می گه من دوست دارم تو می دونی
می خوام امشب با خدام شکوه کنم
شکوه های دلمو تو می دونی
بگم ای خدا چرا بختم سیاست
چرا بخت من سیاست تو می دونی
پنجره بسته می شه شب می رسه
چشام آروم نداره تو می دونی
اگه امشب بگذره فردا می شه
مگه فردا چی می شه تو می دونی
عمریه غم تو دلم زندونیه
دل من زندون داره تو می دونی
هر چی بش می گم تو آزادی دیگه
می گه من دوست دارم تو می دونی

هوای دل من
در فصل تیرگیها خسته تر از خزونه
غمهایی که دارم اندازه تموم ابرای آسمونه
ببین که مرده در گلوم فریاد اشتیاق من
مرد اسیرم مرد اسیرم
به داد دل نمیرسیملامتم نکن بسی
بی تو میمیرم بی تو میمیرم
چه غمگین نشسته تو ذهن پرغبارم
روزای رفتن تو بیا که ستاره ام
شکفته میشه هر شببرای دیدن تو
در موسم گسستن تو روح اتحادی
برای ناباوری همیشه اعتمادی
در موسم گسستن تو روح اتحادی
برای ناباوری همیشه اعتمادی
هوای دل من در فصل تیرگیها خسته تر از خزونه
غمهایی که دارماندازه تموم ابرای آسمونه
صدای نفسهات با اسم من غریبه
دو دستام ز هرم محبت بی نصیبه
ببین که سینه من در خاک غم فتاده
باغ غرورم حتی یه شاخه گل ندادههوای دل من
در فصل تیرگیها خسته تر از خزونه
غمهایی که دارم اندازه تموم ابرای آسمونه

رنگه چشمای تو بارونو به یادم میاره
وقتی نیستی زندگی فرقی با زندون نداره
قهر تو تلخیه زندونو به یادم میاره
من نیازم تو رو هر روز دیدنه
از لبت دوست دارم شنیدنه
تو بزرگی مثل اون لحظه که بارون میزنه
تو همون خونی که هر لحظه تو رگهای منه
تومثل خواب گل سرخ لطیفی مثل خواب
من همونم که اگه بی تو باشه جون میکنه
من نیازم تو رو هر روز دیدنه
از لبت دوست دارم شنیدنه
تو مثل وسوسه ی شکار یک شاپرکی
تو مثل شوق رها کردن یک بادبادکی
تو همیشه مثل یک لحظه پر از حادثه ای
تو مثل شادی خواب یک عروسکی
من نیازم تو رو هر روز دیدنه
از لبت دوست دارم شنیدنه
تو قشنگی مثل شکلایی که ابرا میسازند
گلهای اطلسی از دیدن تو رنگ میبازند
اگه مردای تو قصه بدونند که اینجایی
برای بردنت با اسب بالدار میتازند
من نیازم تو رو هر روز دیدنه
از لبت دوست دارم شنیدنه


هر کس به تمنای کسی غرق نیاز است
هر کس به سوی قبله ی خود رو به نیاز است
هر کس به زبان دل خود زمزمه ساز است
با عشق درآمیخته در راز و نیاز است
ای جان من تو جانان من تو
در مذهب عشق ایمان من تو
هیهات که کوتاه شود با رفتن جانت
این دست تمنا که به سوی تو دراز است
هر که در عشق تو گم شد از تو پیدا می شود
قطره ی ناقابل دل از تو دریا می شود
دستی که به درگاه خدا بسته پر عشق
کوتاه نبینید که این قصه دراز است
خا صیت عشق می جوشد از تو
دل رنگ اتش می پوید از تو
هر گوشه این خاک که دلسوخته ای هست
از دولت عشق تو در می کده باز است
مستی ام درد منو دیگه دوا نمیکنه
غم با من زاده شده منو رها نمیکنه
منو رها نمیکنه منو رها نمیکنه
شب که از راه میرسه
غربتم باهاش میاد
توی کوچه های شهر
باز صدای پاش میاد
من غمای کهنمو بر میدارم
که توی میخونه ها جا بذارم
میبینم یکی میاد از میخونه
زیر لب مستونه آواز میخونه
مستی ام درد منو دیگه دوا نمیکنه
غم با من زاده شده منو رها نمیکنه
منو رها نمیکنه منو رها نمیکنه
گرمی مستی میاد توی رگهای تنم
میبینم دلم میخواد با یکی حرف بزنم
کی میاد به حرفهای من گوش بده
آخه من غریبه هستم باهمه
یکی آشنا میاد به چشم من
ولی از بخت بدم اونم غمه
ولی از بخت بدم اونم غمه
مستی ام درد منو دیگه دوا نمیکنه
غم با من زاده شده منو رها نمیکنه
منو رها نمیکنه منو رها نمیکنه
خسته از هرچی که بود
خسته از هرچی که هست
راه می افتم که برم مثل
هر شب مسته مست
باز دلم مثله همیشه خالیه
باز دلم گریه تنهائی میخواد
برمیگردم تا ببینم کسی نیست
میبینم غم داره دنبالم میاد
میبینم غم داره دنبالم میاد
مستی ام درد منو دیگه دوا نمیکنه
غم با من زاده شده منو رها نمیکنه
منو رها نمیکنه منو رها نمیکنه
چشم من بیا من و یاری بکن
گونه هام خشکیده شدکاری بکن
غیره گریه مگه کاری میشه کرد
کاری از ما نمیاد زاری بکن
اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد
تا قیامت دل من گریه می خواد
هر چی دریا رو زمین داره خدا
با تمومه ابرای اسمونا
کاشکی میداد همه رو به چشم من
تا چشمام به حال من گریه کنن
اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد
غصه ی گذشته های خوب من
خیلی زود مثل یه خواب تموم شدن
حالا باید سر رو زانوم بذارم
تا قیامت اشک حسرت ببارم
دل هیچ کس مثل من زخم نداره
مثل من غربت و ماتم نداره
حالا که گریه دوای دردمه
چرا چشمم اشکاشو کم میاره
خورشید روشن ما رو دزدیدن
زیر اون ابرای سنگین کشیدن
همه جا رنگ سیاه ماتمه
فرصت موندن ما خیلی کمه
اونکه رفته دیگه هیچ وقت نمیاد
تا قیامت دل من گریه میخواد
سرنوشت چشماش کوره نمی بینه
زخم خنجرش میمونه تو سینه
لب بسته سینه ی غرق به خون
قصه ی موندن ادم همینه
اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد
ضیافتهای عاشق را خوشابخشش خوشا ایثار
خوشا گم شدن درعشق برای گم شدن دریار چه دریایی میان ماست خوشا دیدار ما در خواب چه امیدی به این ساحل خوشا فریاد زیرآب خوشا عشق خوشا خون جگر خوردن خوشا مردن خوشا از عاشقی مردن اگر خوابم اگر بیدار اگر مستم اگر هوشیار مرا یارای بودن نیست تو یاری کن مرا ای یار تو ای خاتون خواب من .من تن خسته را در یاب مراهم خانه کن تاصبح نوازش کن مراتاخواب همیشه خواب تو دیدن دلیل بودن من بود چراغ خواب بیداری اگر بود ازتوروشن بود نه ازدورو نه ازنزدیک تو ازخواب آمدی ای عشق خوشاخودسوزی عاشق مراآتش زدی ای عشق خوشا عشق خوشا خون جگر خوردن خوشا مردن خوشا از عاشقی مردن 
تیشه به ریشه ام نزن ای تو عزیزترین کسم
رفته ام از خیال تو امٌا تویی هر نفسم
پشت سرت ذعای من .روزو به شب میرسونه
وقتی که رفتی از پیشم اشکم همیشه مهمونه
گریه ام میگه با التماس نرو نرو خدا با ماست
پرنده ی خسته ی دل میخواد که برگرده به جاش
پاره میشه بند دلش وقتی که زنجیر به پاش 
نمیرسه به گوش تو فریاد بی تو مردنم
از زندگی دل خسته شد بی تو چه فایده بودنم
روزای آخر منه دوریت برام یه عادته
گریه نکن به حال من اشک چشام بدرقته
گریه میگه با التماس نرو نرو خدا با ماست
![]()

به خیالم تو دنیا واسه تو عزیزترینم
آسمونا زیر پامه اگه باتو رو زمینم
به خیالم که تو با من دیگه از همه جدایی
من هنوزم نگرانم که حرفامو ندونی
این دیگه یه التماسه من میخوام بیای بمونی
منوتوچه بی کسیم وقتی تکیه مون به باده
بدو خوب زندگی منو دست گریه داده
ای عزیز هم قبیله باتوازیه سرزمینم
تا به فر دای دو باره با تو هم قسم ترینم
من هنوزم نگرانم که تو حرفامو ندونی
این دیگه یه التماسه من میخوام بیای بمونی
بدو خوبمون یکی دست تو تو دست من بود
خواهش هر نفسم باتو هم صدا شد
با تو هم قصه دردم هم صداترازهمیشه
دوتاهم خونه قدیمی از یه خاک وریشه
من هنوز نگرانم تو حرفامو ندونم
این دیگه یه التماسه من میخوام بیای بمونی
من هنوزم نگرانم که تو حر فامو ندونی
این دیگه یه التماسه من میخوام بیای بمونی



چشماتو وا کن که سحر تو چشم تو بیدار بشه
صدا بزن اسممو تا زمستونم بهار بشه
وقتی تو نیستی تو خونه یه غم نه صد غم چیزی نیست
توی دلم میگم که کاش دلم هزار هزار بشه
اون که میون من و تو خط جدایی کشیده
دل میگه نفرینش کنم به دردمون دچار بشه
سر به ستاره میزنم سکه ی ماه و میشکنم
یه روز اگه
دستای من با دستای تو یار بشهبا من بمون با من بمون نزار که تنها بمونم
نزارکه خونه ی دلم دوباره تنگ وتار بشه
عاشق بشیم دعا کنیم که شاید از دولت عشق
یه روز بیاد که روزگار دوباره روزگار بشه
وقتی تو نیستی تو خونه یه غم نه صد غم چیزی نیست
توی دلم میگم که کاش دلم هزار هزار بشه
سر به ستاره میزنم سکه ی ماه و میشکنم
یه روز اگه دستای من با دستای تو یار بشه
چشماتو وا کن که سحر تو چشم تو بیدار بشه
صدا بزن اسممو تا زمستونم بهار بشه
وقتی تو نیستی تو خونه یه غم نه صد غم چیزی نیست
توی دلم میگم که کاش دلم هزار هزار بشه
اون که میون من و تو خط جدایی کشیده
دل میگه نفرینش کنم به دردمون دچار بشه
سر به ستاره میزنم سکه ی ماه و میشکنم
یه روز اگه دستای من با دستای تو یار بشه
با من بمون با من بمون نزار که تنها بمونم
نزارکه خونه ی دلم دوباره تنگ وتار بشه
عاشق بشیم دعا کنیم که شاید از دولت عشق
یه روز بیاد که روزگار دوباره روزگار بشه
وقتی تو نیستی تو خونه یه غم نه صد غم چیزی نیست
توی دلم میگم که کاش دلم هزار هزار بشه


دست برداربسه گوش کن دل خستم ازش دلگیرم
بی اون من میمیرم چاره ندارم ترکم کرده یارم
ای دل عاشق وساده ی من دست بردار بسه
آهای دل خسته همه درهارو به روی من بسته
اونی که رفته روزی بوده با من ای دل تیکه وپاره ی من
دل من بغزتو بشکن گریه کن با من روزای خوبت همشون رفتن
دل من اونی که قلبش یکی بود با من دستای من دیگه به اون نمیرسن
دل من بغزتو بشکن گریه کن با من روزای خوبت همشون رفتن
دل من اونی که قلبش یکی بود با من دستای من دیگه به اون نمیرسن
اونی که عمری تو روبازی داده ورفتش این دل خسته از سرش زیاده
تو با دروغاش شدی سرکاری بازمیگی اون خیانت کرده وکم میاره
تو دیگه قلبمو آتیش نزن دل من دل من دل من دل من
دل من بغزتو بشکن گریه کن با من روزای خوبت همشون رفتن 
دل من اونی که قلبش یکی بود با من دستای من دیگه به اون نمیرسن
دل من بغزتوبشکن گریه کن با من روزای خوبت همشون رفتن
دل من اونی که قلبش یکی بود بامن دستای من دیگه به اون نمیرسن

به ياد لحظه هاي يكي شدن
اگر از ظلمت ره مي ترسم چلچراغ نگهم را به تو خواهم بخشید
اگر از دوري ره مي ترسي دستهايم را كه پلي روي زمان مي بندند
و به كوتاهترين فاصله من را به تو مي پيوندند به تو خواهم بخشيد
اگرازتنگي چشم دگران اگر از زمزمه ها اگرازحرف كسان مي ترسي 
من جدا از دگران به تو خواهم پيوست و اگر ترس تو از خويشتن است 
من تو را در تن خود در رگ هستي خويش
و به هم ذره ي ذرات وجود كه پر از خواهش توست جريان خواهم داد
من تمامي وفاوتمامي دل عاشق خودرابه توخواهم بخشيدتا توازمن باشي
به شهر و دیاری ببر تو مرا
که نور خدا باشه و منو تو
نباشه به دلها نشونه غم
امید و صفا باشه و من و تو
بریم اونجا که عشق و مستی خطا نباشه
تو سینه ها جای محبت ریا نباشه
به غیر خدا که مهربونه
نمیخوام دله دیگه بدونه
تو باوفایی تو باصفایی
از این خسته دل پروا مکن
مرا بیش از این رسوا مکن
الهی بمونی با مهربونی
جدایی نگیری قدرم بدونی
که دنیا نداره وفائی
بمون بر سر پیمون من
تو بازی نکن با جون من
که دنیا سرابه نقش بر آبه
دو روزه جوونی مثل حبابه
نیرزه به یکدم جدایی
به شهر و دیاری ببر تو مرا که نور خدا باشه و منو تو
نباشه به دلها نشونه غم امید و صفا باشه و من و تو
بریم اونجا که عشق و مستی خطا نباشه
تو سینه ها جای محبت ریا نباشه
به غیر خدا که مهربونه
نمیخوام دله دیگه بدونه
تو باوفایی تو باصفایی

عاشق همه سان مست ورسوادیوانه و شوریده و شیداباد
باهوشیاری غصه هرچه خوری چون مست شدی هرچه باداباد
دل من دیگه خطا نکن با غریبه هاوفانکن
زندیگی رو باختی دل من مردم شناختی دل من
تا به کی سراپاحقیقتی تابه کی خراب محبتی
همنشین اینو اون میشی خسته وپریشون خون میشی
دشت وقت تو کویر میشه مرغ آرزوت اسیر میشه
روبه روت سراب پشت سر خراب
روبه روت سراب پشت سر خراب
ساکتو صبوری دل مثل بوف کوری دل من
زنگی رو باختی دل من مردمو شناختی دل من
دل من دیگه خطا نکن با غریبه ها وفا نکن
زندگی رو باختی دل من مردمو شناختی دل من
زندگی رو باختی دل من مردمو شناختی دل من
توی خون نشستی دل من بی صدا نشستی دل من
زندگی رو باختی دل من مردمو شناختی دل من
ساکتو صبوری دل مثل بوف کوری دل من
زندگی رو باختی دل من مردمو شناختی دل من

بوی گندم
بوی گندم مال من هر چی که دارم مال تو
یه وجب خاک مال من هر چی که دارم مال تو
اهل طاوونی این قبیله ی مشرقی ام
تویی این مسافر شیشه ای شهر فرنگ
پوستم ازجنس شب پوست توازمخمل سرخ
رختم از تاول تن پوش تو از پوست پلنگ
بوی گندم مال من هر چی که دارم مال تو
یه وجب خاک مال من هرچی میکارم مال تو
بوی گندم مال من هر چی که دارم مال تو
یه وجب خاک مال من هرچی میکارم مال تو
تو به فکر جنگل و آهن و آسمون خراش
من به فکریه اتاق اندازه ی تو واسه خواب
تن من خاک منه ساقه ی گندم تن تو
تن ما تشنه ترین تشنه ی تو یه قطره آب
بوی گندم مال من هر چی که دارم مال تو
یه وجب خاک مال من هر چی میکارم مال تو
بوی گندم مال من هر چی که دارم مال تو
یه وجب خاک مال من هر چی میکارم مال تو
شهر تو شهر فرنگ آدماش فرمه قبا
شهر من شهر دعا همه گنبداش طلا
تن تو مثل تبر تن من ریشه ی سخت
تپش عکس یه قلب مونده اما روی درخت
بوی گندم مال من هر چی که دارم مال تو
یه وجب خاک مال من هر چی میکارم مال تو
بوی گندم مال من هر چی که دارم مال تو
یه وجب خاک مال من هر چی میکارم مال تو
نباید مرثیه گو باشم واسه خاک تنم
تو آخه مسا فری خونه رگ اینجا منم
تن من دوست نداره زخمی دست تو باشه
حالا باهرچی که هست هرچی که نیست داد میزنم
بوی گندم مال من هر چی که دارم مال تو
یه وجب خاک مال من هر چی میکارم مال تو
بوی گندم مال من هر چی که دارم مال تو
یه وجب خاک مال من هر چی میکارم مال تو
تنگنا
دلم از خیلی روزا با کسی نیست
تو دلم فریاد و فریادرسی نیست
شدم اون هرزه گیاهی که گلاش
پرپر دستای خار و خسی نیست
دیگه دل با کسی نیست
دیگه فریادرسی نیست
آسمون ابری شده
دیگه خارو خسی نیست
بارون از ابرا سبک تر می پره
هر کسی سر به سوی خودش داره
مثه لاک پشت تو خودم قایم شدم
دیگه هیچکس دلمو نمی بره
دیگه دل با کسی نیست
دیگه فریادرسی نیست
آسمون ابری شده
دیگه خارو خسی نیست
ماهی از پاشوره بیرون افتاده
شاپرک ها پراشون زخمی شده
نکنه تو گله ی بره هامون
گذر گرگ بیابون افتاده
دیگه دل با کسی نیست
دیگه فریادرسی نیست
آسمون ابری شده
دیگه خارو خسی نیست